تبلیغات
سایت متنوع راه نرفته - داستان تلخ و كوتاه واقعی
 
سایت متنوع راه نرفته
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : راه نرفته


مطالب اخیر
نظرسنجی
نظر شما در مورد نوشته های وبلاگ راه نرفته چیست؟





پس از یك بحث و جدل مفصل و ناخواسته - بخاطر دیگران - ناگهان با لحن تحقیر آمیز و غیر منتظره ای گفت :
- : اصلا چرا ازدواج نمیكنی بری سر خونه و زندگیت !؟!؟
دیگه بچه نیستی !
اصلا دست از سرم بردار !


و من ... بازهم مثل احمق ها ! صادقانه و با احساس همیشگی ام راستش را برایش گفتم !!
: - حتی بهترین ها هم نتوانستند چشم مرا بگیرند !!
و من,  هیچوقت نمیخواهم ازدواج كنم...! هیچوقت .


آه ... دنیا دور سرم می چرخد !!
می سوزم...
دلم نیامد مثل خودش - آن زمان ها كه خود را به بی تفاوتی می زند- پاسخش گویم !!

بازهم نتوانستم -مثل خودش- بگویم :
- به تو مربوط نیست
در شخصی ترین كار زندگی من دخالت نكن ! به خودم مربوطه !!
حال اگر او جای من بود ...


آه نتوانستم...
عشق چه ها كه نمیكند...
لالت میكند ...
دوستش داشتم 

...

بدترین دردهای زندگی , شنیدن حرفهای آتش باری ست كه از
كسی كه انتظارش را نداری بشنوی

داستان كوتاه واقعی
زندگی مثل یك داستان است
یك داستان تلخ و واقعی

حال این روزهایم بد است.... خیلی بد ....







نوع مطلب : عاشقانه ها،  شعر و قطعات ادبی،  داستان کوتاه،  حرف های تنهایی، 
برچسب ها : داستان كوتاه واقعی، داستان كوتاه، حرف های تنهایی، داستان تلخ، داستان زندگی، دلنوشته های تنهایی،





تبلیغات
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه